شاهدی نیست به جز آینه درخانه... دلم
بغض را میشکنم پای تو... دیوانه دلم
ساز این حنجره کوک است به هرزخمه ی آه
پرده ی شور زدی در دل ویرانه... دلم
چشمه ی اشک نخشکیدپس ازاین همه سال
خط ِ ممتد زده بر گونه غریبانه ... دلم
هر چه بیمار شدم عشق به دادم نرسید
نسخه ای نیست به جزگوشه ی میخانه...دلم
حلقه بر شانه ی یارش زده انگار که من
تکیه گاهش نشدم هیچ صمیمانه... دلم
شرط عقل است که دلتنگ نباشم...به درک
او گذشته ست ازاین عشق ...وقیحانه ! دلم
←کᬼـٖٖؔٛٚاوَِِِِِِِّّّؔٛ℘ـَؔٛٚ͜هِِِِ
↓
♪♪آّّّوُُّّّْஓ͜اُُُُِِِّّزََََُِِِْஓ͜قُُُُِِِِِِــُُِِِِّّوُُُُِِِِِِِِ♪♪→
برچسب:
نویسنده: میلاد رادمنش